X
تبلیغات
درختان ایستاده می میرند
 
درختان ایستاده می میرند
 
 
სარა გორჯი
 
                       وبلاگ دیگری از من

        http://seclusion-poetry.blogfa.com/

 |+| نوشته شده در  سه شنبه سی ام شهریور 1389ساعت 6 بعد از ظهر  توسط سارا گرجی  | 
حل نمی شوی

که در این فنجان قهوه

به سلامتی ات     ودکـــــا بنوشم

بر اندیشه ام که بنشینی

با دود سیکار بیرون می کشم ات

تا آنجا

که جایی برای نشستن ام نیست

اصلن

           من را بزن بیـــــــــــــرونــــــــــــــــــــــــــــ  . . .

 

می خواهم در این قهوه ی سرد

به سلامتی عصرهای پنج شنبه

                    ودکـــــــا بنوشیم !

 

 

                                    

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه هشتم اسفند 1387ساعت 4 قبل از ظهر  توسط سارا گرجی  | 
 

رود به حاشیه نشست

پل به انحطاطِ بوسه ، آب زد

در من کسی ست به قدمتِ تاریخ

به اقتباسِ شلیته ای می رقصد        که اندازه اش نیستم

برف و غلتی نیست    تا بزرگ شوم

اینجا     برهوت هم نمی وزد

گاه    چهل کلاغ از دور دست

تو را میان بازوانم چیده اند

 

رود به حاشیه که نشست

سرما را به لرزه افتادی

" تا همیشه "     بتپد اندامت در من

شعری شود زاینده تر از رود

            اگر

                 شبیه ماه             به قرعه ی آب نیفتی

             اگر

                 شبیه تابوت           به جریان آب نیفتم !

 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه سوم دی 1387ساعت 0 قبل از ظهر  توسط سارا گرجی  | 
 

جنین تمامم را اندازه شد

خدا به باسن زد

دچار تهوعی منحوس بالا بیاورم جهان را

که قد کشید لای انگشت هات


خواستم آویزان تو بمانم مادر

گوش تا گوش نافم را بریدند

خدا خمیازه ات کرد و زمین خوابید به لالایی ات

مادر جنین 14 ساله ات را سقط کن

           یا بگذار خدا بازی ام کند تا بزرگ شود

 

                                                                     سارا گرجی۱۳۸۷

 

 

                  
 

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت 5 بعد از ظهر  توسط سارا گرجی  | 

  

گول اين عدد لعنتی را نخور


اگر تمام چهارده سالگی ام را بخوابی


تعبيری از عروسک نمی دهد


اين بوی شير نيست که از دهانم بلند می شود


تفکيک فلسفه ای ست


از چراهای من وچون های بزرگ بچه گانه ات

 

من بچه نيستم


آتش از بزرگی تو بلند می شود

 
تا بازی ام کني


مثل تمام عروسک هايی

 
که بازی شان نکردم

 

بچگی ام را بگذار پای بزرگی ات


دست های کوچکم فقط چفت دست های تو می شود

 
اگر


گول اين عدد لعنتی را نخوری

 

                                                                            سارا گرجی۱۳۸۴
   

 

 |+| نوشته شده در  شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 10 قبل از ظهر  توسط سارا گرجی  | 

  

و خدا عقلم را جا گذاشت...


در سرخي لبی


كه آرام


ديوانگی ام را لبخند زد


خواستم بپرسم


تو كيستی كه سالهاست روسری ات را در باد ميرقصم


كه تا نمي دانم كجا؟


آنقدر روي اعصاب شهر راه رفتی


كه سر به نيستت كرد

 

                                                                            سارا گرجی۱۳۸۵

 

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت 5 بعد از ظهر  توسط سارا گرجی  | 

 

 

سلام دوستان

بالاخره من هم به جمع وبلاگ نویسان پیوستم...

پست اولم رو یه تحقیق میذارم که توی کتابخونه ی مرکزی حتمن به دستتون رسیده...

انشالا پست بعدی هم شعر میذارم

مرســـی

 

 

"شعر انگلستان"

 

 

 

خصوصيات شعر مدرن انگلستان

 

شعر مدرن انگلستان با ديدگاه غير شخصي و برداشت ضد رمانتيك و ضد امپرسيونيست از شخصيت انساني در ادبيات توسط (سيلويا پلات) اغاز شد. از خصوصيات شعر مدرن انگلستان مي توان به خشن و انتقادي بودن ان اشاره كرد. اين حركتي است بر خلاف شعر رمانتيسم كه گمان مي رفت نرم و غير انتقادي باشد. از خصوصيات ديگر شعر مدرن انگلستان گذر از نوعي خرد گريزي است كه شاعران رمانتيك انگليس ان را تخيل مي نامند و مدرنيستها به جاي ان تصور fancy را برمي گزينند و بيان مي كنند. تصور اصطلاحي است كه براي قابليت تعقل انساني و اشكار ساختن پيوندهاي مهم و پيچيده اي كه در درون تجارب و يا ميان ان ها وجود دارند به كار برده مي شوند و تلاشي بي پايان اما كنشي محدود است كه هدف ان يافتن شكل هاي دقيق و تصورهاي متمايز و مانند ان است. مدرنيستها اين مقوله را به دلايل معرفت شناختي انتخاب كردند خصوصا معتقد بودند كه هنر عالي نتيجه ي دانش است كه زاده ي تمايزات مسئول و ديدگاهي عقلاني باشد. (هيوم) اين نگرش را تاثير شعري (سخت) و (خشك) ناميد. منظور انان از خشك ابتذال در شعر نبود بلكه انان در جستجوي ارائه ي خشك و سخت تصاوير دقيق بودند و مي خواستند زبان را به شيوه اي كاملا منظم و مهار شده به كار گيرند. هدف چنين تصاويري مانند تصوير اليوت: (از جفتي پنجه ي خشن/ كه با شتاب كه با شتاب بر كف درياهاي ساكت كشيده مي شود) ان است كه تصويري سخت و مستقيم و جزء به جزء از اطلاعات حسي به دست دهد. چنين تصويري خشك است زيرا به عواطف از پيش تعيين شده وابسته نيست عواطفي كه مي توان وارد متن كرد و يا بر ان تحميل نمود. علاوه بر اين با ارماني شدن زبان خشك و سخت نيازي به تحميل عواطف بر متن نيست زيرا كه متن خود در شكل تحولش و يا به عبارتي ديگر در گفتار خود عواطف خاص خود را فراهم مي كند و با خواندن شعر خواننده به واسطه ي ترتيب صوري تصاوير شعراحساسات از خود بروز مي دهد. اين تصاوير در متن به معادل عيني يا توالي تصويري خاص بدل مي شوند و معادله ي عاطفي انسان هستند. اگر بدين شيوه مدرنيستها تصور را بر تخيل ترجيح مي دهند به معناي ان است كه براي ساخت زيبا شناسانه ي متن كه در تصوير بيان مي شود و عملا خود متن ان را توليد مي كند. اهميت بيشتري قائلند تا براي واكنش هاي شخصي تر كه قرائت كمتر دقيق ان ها را به وجود مي اورد.

 

 

نقد نو، موثرترین نوع فرمالیسم در انگلستان

 

عقيده واحدي نسبت به اين جنبش وجود ندارد ولي مي توانيم به مضامين كليدي مهمي اشاره كنيم كه ناقدان بزرگ امريكايي _ انگليسي از اواخر دهه ي1920 تا دهه ي1950 ان را مطرح ساختند (دوره ي تحول سريع نقد نو) به طور خاص نقد نو سعي كرد با كنار گذاشتن(محتوا) در تحليل ادبي با شكل اثر با شيوه ي خاص برخورد كند. شيوه اي كه شباهت بسياري به شيوه ي تحقيق تجربي داشته باشد.  نقد نو سعي كرد شكل هاي تكويني يا وسيع ادبي را بر طبق نظم دروني اثار مشخص سازد. نظمي كه با  تحليل هاي ويژه يعني (قرائت دقيق) اشكار مي شود. براي مثال قرائت دقيق شعر به شيوه ي نقد نو يعني نخست تشخيص تصويرهاي كليدي در تسلسل الگوي تضاد يا تنش.

 

 

پيشگامان شعر مدرن انگليس

 

توماس استرنز اليوت (1965 _1888) شاعر و نمايشنامه نويس و منتقد امريكايي كه در سال1948 برنده ي جايزه ي نوبل در رشته ي ادبيات گرديد. اليوت در سال1904 وقتي 25 سال داشت به بريتانيا مهاجرت كرد و به سال 1927 وقتي 39 سال داشت به تابعيت ان كشور درامد.علي رغم قدر و مقامي كه اليوت در شعر و شاعري دارد تعداد شعرهايي كه او سروده است انچنان زياد نيست. اولين مجموعه ي شعري كه از او به چاپ رسيد (پرافراك و ديگر ملاحظات) نام داشت كه در سال 1917 منتشر گرديد. او يكي از بزرگ ترين نقدنويسان ادبي قرن بيستم به شمار مي ايد.مقاله هايي كه او مي نوشت در احياي علاقه و توجه به شاعراني كه شعرهاي ماوراءالطبيعي مي سرودند نقش عمده اي داشت. اليوت در نقدنويسي و نويسندگي نظري مدافع به هم پيوستگي عيني بوده است. به هم پيوستگي عيني به اين معني است كه هنر بايد نه از طريق احساسات شخصي بلكه از راه استفاده ي عيني و نمادهاي جامع و فراگير خلق گردد.
اليوت به طور خاص از نظم هاي فرهنگي بزرگ سخن مي گويد (سنت ذهن اروپايي) گذشته و غيره ولي اين نظم ها همواره مصنوعات خاص انساني هستند كه هر شعر و هر فرهنگي بايد جداگانه ان را تصور كند.اليوت نوعي تسليم خلاق را توصيف مي كند كه از رهگذر ان شاعر با امكانات مرسوم به دادو ستد مي پردازد و در نتيجه امكان جديدي به نام شعر به وجود مي ايد تا سرانجام فرهنگ جديدي قوام يابد.
سيلويا پلات در 27 اكتبر1932 در بوستون ايالت ماساچوست زاده شد.

سيلويا كه محصلي ممتاز بود در سال 1950 بورسيه ي دانشكده ي اسميت شد و در همان مدت نوشته هايش در برخي نشريات چاپ شد و جوايز ادبي را نصيب او كرد. او چنان درخششي داشت كه دختر طلايي لقب گرفت. سيلويا اگاهانه قالب هاي شعري را در هم مي نوشت و از زندگي و عواطف و قالب هاي سابق دل مي كند اما اين فرايند را در تمام هنرمندي تجربه كرد. اگر شعرهايش ياس اور و ويرانگرند در عين حال مهرانگيز پذلرا و بسيار هوشمند و طعن اميز و سرسختند.

وسواس سابق سيلويا در مورد سبك سختي كار او را در شكافتن پوسته ي فرم و رها كردن گدازه هاي زيرين دو چندان مي كرد.

زمان ثابت كرد كه تداركات پلات ضرورت داشت زيرا هنگامي كه بحران به نهايت رسيد او فن و هنر كنترل ان را بلد بود. شعر پلات از ايهام و تلميح و گروتسك بيشتر بهره مي گيرد در هذيان سحراميز سروده هاي پلات شدت شعور شاعرانه تا انجاست كه هر تجربه ي روز مره ي خانگي به حادثه يشعر مي انجامد و ابعاد فوق عادي و اساطيري به خود مي گيرد و در سرسام ناشي از فشار اتش فشاني اين همه افرينش شاعر در استانه ي فروپاشي قرار مي گيرد.
تدهيوز يكي از شاعران بزرگ انگليس و همسر سيلويا پلات است كه داراي اثر بزرگ (نامه هاي زادروز) مجموعه ي 88 شعر درباره ي رابطه ي توفاني اش با سيلويا است. اين كتاب از سوي بسياري از منتقدان به عنوان بزرگ ترين اثر بزرگ ترين شاعر زنده ي بريتانيا ستوده شد. اشعار نامه هاي زادروز نامه هاي دردمند شاعري رو به مرگ و  شوريده است كه خطاب رو به معشوق مرده اش سرئده و به نيروي شعر به فراسوي زمان و مكان فرستاده است كه بزرگ ترين اتفاق ادبي در نيمه ي قرن بيستم در شعر انگلستان محسوب مي شود. در باره ي ذوق عظيم هيوز در شعر انگليسي ترديدي ميان منتقدان نيست. كلامش به راستي كوبنده و برنده است. در سروده هاي هيوز جهان از منظر حيات وحش تصوير مي شود پر است از قوش پلنگ اسب و... اين زبان درنده در دفتر كلاغ (1970) به اوج رسيد. كلام ضد انجيلي اين كتاب
كلاغي را می نمایاند که هم نیروی زندگی و هم نیروی مرگ است. خدا مي كوشد به او گفتن عشق را بياموزد اما كلاغ فقط دچار تهوع مي شود و از ميان استفراغش مرد و زن زاده مي شوند.

 

 

جرالد منلی مهاپكينز، پدر تمام شعر مدرن

 

مهم ترين پيشگام در ميان طلايه داران شعر مدرن انگليس كه خود به تنهايي تمامي عناصر و مقوله هاي مورد اشاره در شعر مدرن را در سروده هاي خود به شكلي استوار و نو گرانه پرورانده است.

شعر وي به هر صورت از تمامي معيارها و هنجارهاي پذيرفته شده عصر خودش فراتر مي رود و نظامي نو يافته را عرضه مي كند.

او از طريق شگردهايي متعدد به زبان شعر زبان خود نشاني بالنده مي بخشد.

یكي از شگردهاي وي بازافريني تاثيرات كهنه و فراموش شده ي واژه ها از طريق ايجاد تركيبات تازه در كنار مصطلحات محلي و شناخته شده مي اورد. در برخي موارد وي با استفاده از واژه هاي مرسوم واژه اي نو را بر مي سازد. وي همچنين از طريق ايجاد تركيب هاي تازه ناشناخته ي واژگان معاني بديع و چرخش هاي معاني مورد نظر خود را خلق مي كند.

 

 

      (گردآوری: سارا گرجی – فروغ کارخیران)

 

 

 |+| نوشته شده در  شنبه ششم مرداد 1386ساعت 9 بعد از ظهر  توسط سارا گرجی  | 
 
  بالا